امان از رفقایی که حاضرند همه جوره خودزنی کنند تا تو را از دنبال کردن هدفت منصرف کنند. بعضی ها در این امر تا آنجا پیش می روند که پشت سر هم از داستان های بی عرضگی و عدم موفقیت خودشان تعریف می کنند...
۱۳۹۸ شهریور ۲۹, جمعه
۱۳۹۸ شهریور ۱۸, دوشنبه
دارچین
اگر در سرزمین عطر و شمیم، هر بویی و عطری شمایلی داشت، عطر دارچین شاهزاده ای بود با زیباترین رخسار و بلندترین دامان چین و واچین...
۱۳۹۸ شهریور ۱۷, یکشنبه
۱۳۹۶ آذر ۲۹, چهارشنبه
دوچرخه سواري
امروز با دوچرخه سركار رفتم
مسيري كه حدود يكساعت با قطار يا اتوبوس طول مي كشه رو تقريبن يكساعته رفتم
توي مسير از جنگل عبور كردم و اين مزرعه و اسب زيبا رو ديدم
با خانم دوچرخه سوار نازنيني به نام ليندا آشنا شدم كه توي دانشگاه مك كواري كار مي كرد
با فتخار وارد شركت شدم و كلاه ايمني رو روي ميزم گذاشتم و دوش گرفتم
اين اولين سفر آزمايشي به محل كار با يك دوچرخه متوسط بود
خوشحالم :)
۱۳۹۴ آذر ۲۴, سهشنبه
۱۳۹۴ آذر ۴, چهارشنبه
كار داوطلبانه
در استراليا و خيلي از كشورهاي دنيا متقاضيان كار داوطلبانه به دنبال اهداف خيرخواهانه يا كسب تجربه براي خود ارزش افزوده قابل توجهي در خدمات بهداشتي، آموزشي، اجتماعي و ... ايجاد ميكنند.
ديروز گزارشي از بي بي سي خواندم با عنوان "ايران جاي خوبي براي مردن نيست" و نشان ميداد رتبه ايران در كارهاي داوطلبانه تسكيني باليني در آخر رده بندي بود.
۱۳۹۳ بهمن ۱۶, پنجشنبه
توریا
توریا پیت امروز برای سخنرانی به محل کار من دعوت شده بود. خلاصه ی سرگذشتش رو خونده بودم و زیاد انگیزه رفتن به این جلسه رو نداشتم اما رفتم و یکی از جالبترین آدمهایی شد که تا حالا دیدم. سایت شخصی توریا رو در این لینک می تونید دنبال کنید.
توریا در سال 1980 (1360 شمسی) در جزیره استوایی تاهیتی از یک پدر استرالیایی موج سوار و مادر بومی متولد شد و در سه سالگی خانواده او برای ادامه زندگی به استرالیا رفتند. توریا در دانشگاه در رشته مهندسی معدن تحصیل کرد و با نمرات عالی و افتخارات زیاد فارغ التحصیل شد. مدتی به عنوان مدل کار کرد و بعد شغل مورد علاقه اش رو در مهندسی معدن پیدا کرد و به همراه دوست پسرش مایکل به کانونورا نقل مکان کردند.
توریا ورزشکار بود و در سپتامبر 2011 در یک مسابقه فوق ماراتن صد کیلومتری در طبیعت شرکت کرد که سرنوشت او را دگرگون کرد. در منطقه ای که ورزشکاران می دویدند آتش سوزی شد و توریا از کسانی بود که گرفتار آتش شد. با 65 درصد سوختگی امید چندانی به زندگی او نبود.
توریا با سرسختی و تلاش زیاد و با حمایت های بیدریغ دوست پسر و خوانواده اش به زندگی برگشت و اندک اندک خود را بازیافت. امروز می گفت روزی که در یک دستش چهار تکه باقیمانده از انگشتانش را با جراحی جدا کردند یا زمانی که بعد از تمرین های زیاد موفق به خم کردن آرنجش شده بود چه حال عجیبی داشت. اینکه به یکباره نابود شده بود و مجبور شده بود شخصیتی از نو برای خودش بسازد را یک فرصت می دانست. گفت دریافته است که با ارزشترین سرمایه انسان زمان است و باید قدر هر لحظه را دانست.
حالا توریا به فعالیت های ورزشی ادامه می دهد و یک شخصیت محبوب جهانی شده است که از شهرت و محبوبیتش برای جمع آوری پول و کمک به بیماران سوختگی در کشورهای فقیر و تامین هزینه جراحی پلاستیک آنها استفاده می کند. اودر سال 2014 موفق به جذب 200 هزار دلار برای این امور خیر شده است.
او با دوست پسر نازنیینش در یک منطقه ساحلی زیبا زندگی می کند و امیدواراست در مسابقات ورزشی موفق باشد و نیز بتواند با مایکل صاحب خانواده و فرزند شود.
توریا امروز یک تاپ نیمنته ورزشی و شلوار پوشیده بود و تن و بدن سوخته و دستان متلاشی شده اش را با افتخار ابراز می کرد.
اشتراک در:
پستها (Atom)

